گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت پنجاه :
دستهایش از پهنای شانههای او بالا رفت، پشت گردنش را گرفت، سرش را بالا آورد و دوباره نگاه کرد. صورت خودش در خون او منعکس بود؛ همان مرد بلندقد، چهارشانه، با چشمهای قهوهای تیره که حالا مثل حیوان زخمی نفسنفس میزد.
ناگهان پلیسها به خود آمدند. هجوم آوردند. یکی بازویش را گرفت، یکی شانهاش را. اما مسیح تقلا کرد، دوباره خواست خودش را به ترنگ برساند.
این بار پولاد جلو آمد. با تما
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خیلی گناه داشتن:))) اینم ممکنه
۳ هفته پیشAyssn
0وای واقعا گیج شدم ، اصلا نمیتونم چیزی بگم🥲 چقدر برای مادر ترنگ سخته تحمل کردن همچین چیزی
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
فاجعهست... قلبم درد گرفت موقع نوشتنش
۳ ماه پیشZoha
0وایییی یا خدا این دو تا پارت دیگه چی بودنننن؟؟؟!!!! پس حنا عشق دوم مسیحه و آیا مسیح حنا رو به اندازه ی ترنگ دوست خواهد داشت یا بیشتر؟؟!!
۷ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عشق اگر عشق باشه که دومی جاش نمیاد... درست نمیگم؟
۷ ماه پیشزهرا z
0من فک میکنم پشت مرگ ترنگ ماجرایی هست💯🙏💚
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
قطعا و حتما اما این بار ماه پشت ابر میمونه یا نه؟
۱۰ ماه پیشترنم
1چرا اینجوری شد یهو😭😭چه پارتای غم انگیزی خسته نباشی عزیزم💚
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭😭 حالمبدددد
۱۰ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😭😭😭 حالمبدددد
۱۰ ماه پیشترنم
1میگن کسی که بمیره بعد از مردن عزیز میشه💔
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
این دیگه از سر عزیز بودن نبود از سر عذاب وجدانش بود
۱۰ ماه پیشاسرا
0چقدربدچطورمرد خودکشی کردیانه فکرکردم این پارت متوجه بشیم🙏🤔
۱۱ ماه پیشرزا
0آره منم گیجم چی شد یه هو
۱۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خودکشی بود رزا جون، خودش رو پرت کرد پایین
۱۰ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
انگار که خودکشی بوده ولی خب فقط خدااا میدونههه 🕵🏼♀️
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
0واای چقد غم انگیزه و فاجعه. اشکم دراومد با زجه های مادرترنگ😢بنظرم کامران حرفایه ترنگ روبامسیح شنیده واین اتفاق افتاده🤔